هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

358

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

حضرت مستطاب اقدس و الا - روحنا فداه - و جناب مستكان آقاى صديق الدوله چه حكم در حق سركار خواهند فرمود ؟ در اخلاص كيشى ، واجب بود ، عرض شد . مختصر مأموريتى هم برعهدهء خود سركار عالى دارم . ان شاء اللّه در زمان حضور رقم مبارك قضاشيم را زيارت و اطاعت خواهيد فرمود . زياده عرضى نيست . » پاكتى هم به فضل على خان سرتيپ نوشتم ، به اين مضمون : « فدايت شوم . پالتون تن‌پوش ميارك حضرت اقدس مستطاب اشرف و الا - روحنا فداه - براى نواب مستطاب اشرف و الا ، اكبر ميرزا - دام اقباله العالى - مىآيد . پس فردا ، كه پنج‌شنبه است ، وارد مراغه مىشود . چون نواب مستطاب اشرف و الا ، اكبر ميرزا ، در مراغه محل حكومت‌شان نيست ، اگر در تشريفات اهل شهر و اهل نظام كوتاهى بشود ، بحثى بر نواب معظم اليه وارد نخواهد بود ؛ وانگهى خود سركار هم كه از چاكران دربارى هستيد ، اين ملاحظات را بيشتر بايد بفرماييد . پاكتى هم خدمت مقرب الخاقان ، ميرزا ابو القاسم خان ، عرض كرده‌ام . بگيريد ، بخوانيد . زياده عرضى نيست . » اين سه كاغذ را فورى به آدم مخصوص داده ، به مراغه فرستادم و خودم هم محض تأكيد حضرت اقدس مستطاب اشرف و الا - روحنا فداه - كه عصر به توسط تلگراف فرموده بودند ؛ چهار ساعت از شب گذشته ، از گوگان حركت كردم . چون شب تار بود ، راه را گم كرده ، تا صبح ، بىخود در بيابان دور گشتم . چهارشنبه ، 2 صفر [ 1300 ه . ق . ] [ عجب شير ] نيم ساعت به غروب مانده ، وارد عجب‌شير « 1 » شدم . ساعتى گذشت ، كه چند نفر از سوارهاى چهاردولى آمدند ، كه نواب مستطاب اشرف و الا ، اكبر ميرزا جلو خلعت فرستاده بودند . در جزو از اين سوارها پرسيدم كه : « سركار شاهزاده اكبر ميرزا در اين سفر چيزى تاخت‌وتاز كرده است ؟ »

--> ( 1 ) . عجب‌شير ( Ajabshir ) مركز شهرستان نوبنيادى به همين نام در استان آذربايجان شرقى در سال 1385 ه . ش . 6776 خانوار و 847 ، 26 نفر جمعيت داشته است .